امروز وقتی از یه جایی بر می گشتم اونقدر ناراحت بودم که به قول معروف کارد می زدی خونم در نمی یومد . ببخشید که عامیانه می نویسم . تمرکز کافی برای جمله سازی ندارم . یکی از عزیزای مهمونی که در اون حضور داشتم همکارم بود . یک دفعه صدای پیامک گوشیش بلند شد ووقتی اون رو خوند با خوش حالی گفت حقوقمون رو واریز کردن . عجیبه این ماه چقدر زود حقوق ها رو ریختن . هر کدوم از ما یه چیزی گفتیم وموضوع رو با خنده و شوخی از نقطه نظر خودمون بیان کردیم . همین موقع یکی از حضار عزیز که گاها در چنین مجالسی جملات نیش دار خوش مزه ای به دیگران حواله می کنن فرمودن والا خوش به حال شما معلم ها! راحت برای خودتون تعطیلات تابستونی استراحت می کنین اونوقت حقوقتون رو هم راحت می گیرین . در طول سال هم که عیدتعطیلین ،هوا آلوده بشه تعطیلین، برف بیاد تعطیلین ... والا خوش به حال شما!من گفتم خوب شما هم میو مدین تشریف میاوردین معلم می شدین تا از این همه مزایا بهرمند می شدین ؟خیلی دلم می خواست جواب نیشو کنایه هاشو بدم اما حیف که من اصلا اهل این طور مساله ها نیستم یعنی دوست ندارم ودر شان خودم نمی دونم که با چنین شخصیت هایی یکی به دو کنم . حالا شما بیا و به ایشون بگو خانم عزیز این معلم بنده خدا در طول سال تحصیلی چه حرص و جوش هایی که از دانش آموزان و کلاس و اولیا و ...که نمی خوره . می دونی این گردن درد ها و کمر درد های معلم ها مال چیه ؟مسلما مال استراحت تابستانی و حملحقوق های زیادشون نبوده . خیلی دلم می خواد چند روز جاشو با من تو کلاس عوض کنه تا من به جای اون برم کلاس بدن سازی و یوگا و دنبال نوبت دکتر پوست برای تزریق بوتاکس و اون بره برای نوشتن چک لیست و تدریس آب بابا.
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 1:0 توسط ف.حاتمی
|
درودوسلام